قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

2187

تاريخ الفي ( فارسى )

و اين والى خوارزم ، ظاهرا اطاعت سلطان محمود غزنوى مىكرد ؛ چه ، طاقت مقاومت او نداشت و ميانهء ايشان امر دامادى و مصاهرت نيز به هم رسيده بود ؛ چه ، دختر سلطان محمود را چنانچه سابقا قلمى شد ، والى خوارزم داشت . جمعى از اهل حسد و جهالت به عرض سلطان محمود غزنوى ، كه كمال تعصّب در مذهب حنفى داشت و اعتقادش به آنجا رسيده بود كه « حكما همه كافرند » ، رسانيد كه هرجا حكيمى و مبتدعى است پيش خوارزمشاه جمع شده . از جمله ، شيخ ابو على را پيش سلطان محمود به بدمذهبى نسبت كرده خاطرنشان او نمودند كه : دفع او جهت ترويج دين واجب است . بنابراين ، سلطان محمود در مقام ايذاى شيخ ابو على شده حسين ميكال را نزد خوارزمشاه فرستاده پيغام داد كه : چنان معلوم شده كه جمعى از افاضل عديم المثل در خوارزم توطّن دارند . بايد كه ايشان را به پايهء سرير اعلى فرستى تا به شرف مجلس همايون ما مشرّف شوند . چون خوارزمشاه بر غرض سلطان محمود اطلاع داشت ، پيش از ملاقات حسين ميكال ، شيخ را طلب داشته صورت حال را با او در ميان نهاد و گفت : من نمىخواهم كه تو را به تكليف پيش سلطان فرستم . اگر ميل صحبت سلطان ندارى پيش از رسيدن حسين ميكال به خوارزم ، فكر خود بكن « 1 » . ابو على به تعجيل از خوارزم به صوب جرجان رفت « 2 » و در آنجا در كاروانسرايى به طبابت مشغول گشت « 3 » . و چون اكثر معالجات شيخ بر وجه صواب مىنمود ، در آن ولايت شهرتى عظيم پيدا كرد . و از آنجا به رى رفت . والى رى ، مجد الدّولة بن فخر الدّولهء ديلمى ، احوال شيخ را به واجبى شنيده بود و مىدانست . در مقام استرضاى خاطر شيخ شده نوعى نمود كه شيخ را به بردن آنجا راضى ساخت . اتّفاقا ، در همان ايّام فخر الدّوله را مرض ماليخوليا طارى شد و شيخ در معالجهء او يد بيضا نمود . بعد از اندك زمان ، خبر توجّه سلطان محمود به عزم تسخير عراق رسيد . شيخ بالضّروره از

--> - ابن سينا از خاندانى اسماعيلى و به اصطلاح آن زمان از « شعوبيّه » بوده و علّت فرار وى از بخارا ، مركز حنفيان ماوراء النهر ، به همين خاطر بوده است ، - پور سينا ، ص 95 . ( 1 ) . در ميان پزشكانى كه آزادى را بر خدمت در دربار سلطان محمود ترجيح دادند علاوه بر ابن سينا ، استاد سالخوردهء او ابو سهل و ابو علىّ بن مسكويهء پزشك نيز بودند ، ولى ابو ريحان بيرونى فرمان را گردن نهاد ؛ - تاريخ پزشكى ايران ، ص 216 . ( 2 ) . هدف اصلى بو على سينا از عزيمت به گرگان ، رسيدن به خدمت شمس المعالى قابوس بن وشمگير مرداويج زيارى پادشاه دانشمند گرگان و طبرستان بود . ولى چون قابوس در اين ايّام دچار طغيان سپاهيان خويش و محبوس و مقتول شده بود ، ابو على گرگان را به سوى رى ترك كرد . ( 3 ) . طبق تحقيقات شادروان دكتر ذبيح اللّه صفا ، در گرگان يكى از رجال و فاضلان به نام ابو محمّد شيرازى خانه‌اى براى ابو على خريد و يكى از معروف‌ترين شاگردان ابو على به نام ابو عبيد جوزجانى به خدمت او پيوست ؛ - خورشيد سواران ، ص 64 .